تبلیغات
ایثــــــــار و شهــــــــــادت - مقاومت 35 روزه خرمشهر
ایثــــــــار و شهــــــــــادت
دفاع مقدس
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟












آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
درباره ما

« ای حیات! با تو وداع می‌کنم. با همه زیبائی‌هایت ؛ با همه مظاهر جلال و جبروت ؛ با همه وجود وداع می‌کنم ، با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می‌روم ، و از همه چیز چشم می‌پوشم.... ای پاهای من! می‌دانم شما چابکید ، می‌دانم که در همه مسابقه‌ها گوی سبقت را از رقیبان ربوده‌اید ، می‌دانم که فداکارید ، می‌دانم که به فرمان من مشتاقانه بسوی شهادت، صاعقه‌وار به حرکت در می‌آیید. اما من آرزوئی دارم ، من می‌خواهم که شما به بلندی طبع بلندم به حرکت درآیید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید ؛ این پیکر کوچک ، ولی سنگین از آرزوها و نقشه‌ها و امیدها و مسئولیت‌ها را ، به سرعت مطلوب ، به هر نقطه دلخواه برسانید . در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید ، من چند لحظه بعد به شما آرامش می‌دهم ، آرامش ابدی ! دیگر شما را زحمت نخواهم داد. دیگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد ، دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد ، دیگر به شما بی‌خوابی نخواهم داد. و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد . از درد و شکنجه ضجه نخواهید کرد ، از بی‌غذائی ، از گرما و سرما شکوه نخواهید کرد ، آرام و آسوده ، برای همیشه ، در بستر نرم خاک ، آسوده خواهید بود ، اما... اما این لحظات حساس ، لحظات وداع با زندگی و عالم ، لحظات لقاء پروردگار لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.»
جستجو


وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی

ابر برچسب ها
سه شنبه 20 دی 1390 01:56 ق.ظ

اگرچه عملیات بیت‌المقدس در مقایسه با عملیات‌های کربلای پنج و والفجر 8 آنچنان پیچیدگی ندارد، ولی اعجاری در ماجرای خرمشهر است که آن را از سایر عملیاتها ممتاز می‌کند

 

مردم خرمشهر در روزهای اول که جنگ غافلگیرانه تحمیل شد، 35 روز مقاومت کردند،‌اما یک کشوری مثل کویت نتوانست نیم ساعت در مقابل صدام دوام بیاورد و عراقی‌ها در نقاطی که کاملا اختصاصی بود، از جمله در بندر مینا احمدی کویت و در داخل کاخی که متعلق به امیر کویت بود، مقر فرماندهی تشکیل دادند، بنابراین با این مقایسه، مشخص می‌شود عظمت کار مردم در روزهای اول جنگ چگونه بوده است.؟ یا مثلا بر اثر فشاری که در جنگ جهانی دوم به روسها وارد شد، مردم شهر را آتش زدند و با این نگاه که دشمن با زمین سوخته مواجه شود، در یک حالت انفعال قرار گرفتند؛ مواقعی هم بوده است که میل به دفاع در همین کشورهای اروپایی از بین رفته است.

از لحظه‌ای که رزمندگان اسلام خرمشهر را بنا به ضرورت ترک می‌کنند، از همان لحظه در فکر بازپس‌گیری شهر هستند و سرانجام این کار محقق ‌شد. البته شرایط همیشه برای رزمندگان سخت بوده است. در همین عملیات بیت‌المقدس، وقتی رزمندگان اسلام می‌خواهند به جاده آسفالته برسند، در یک مقطعی، فشار یا تک‌های عراقی خیلی سنگین بوده است. یکی از رزمندگان در همان موقع اظهار می‌کرد که آن قدر فشار زیاد بود که اگر زمین دهان باز می‌کرد، بچه‌ها حاضر بودند داخل زمین بروند، ولی عقب‌نشینی نکنند.

اگرچه عملیات بیت‌المقدس در مقایسه با عملیات‌های کربلای پنج و والفجر 8 آنچنان پیچیدگی ندارد، ولی اعجاری در ماجرای خرمشهر است که آن را از سایر عملیاتها ممتاز می‌کند. ابعاد روانی سیاسی و بعضی از ابتکارات در شرایط خاص از جمله این اعجاز است. یکی از جلوه‌های این عملیات، رخنه رزمندگان اسلام از کارون هست، یعنی عبور از کارون و سرپل که بچه‌ها در منطقه کارون می‌گیرند، کار فوق‌العده‌ای است. دشمن هم در اوائل جنگ و محاصره آبادان از کارون عبور کرده و پل زده بود و در نهایت، سرپل تصرف شده توسط دشمن 150 کیلومترمربع بود اما رزمندگان اسلام در شرایطی که با آتش سنگین دشمن مواجه بودند هزار و 800 کلومترمربع را آزاد می‌کنند که مقدمه‌ای برای عملیات‌های بعدی شد.

نکته برجسته دیگر این که مهمترین ضربه را رزمندگان اسلام در نقطه‌ای به دشمن زدند که نقطه‌ تجمع و عمده قوای آنها بود و ستون فقرات منطقه علمیاتی محسوب می‌شد، در منطقه ایستگاه حسینیه و جاده خرمشهر فشار زیادی بر دشمن وارد آمد و اینجا جایی بود که دشمن تصور نمی‌کرد، چون معمولا همه فکر می‌کنند منطقه‌ مرکزی امن است، اما این جا برعکس بود و دشمن مجبور به عقب نشینی شد.

در عین حال که در این عملیات یک شهر مهم و حساسی چون خرمشهر آزاد می‌شود، اما بصره هم تهدید می‌شود و دشمن در آن ایام نه تنها برای بصره، بلکه نگران بغداد می‌شود و در خاطرات صدام هست که گفته ما زمانی که خرمشهر را ترک کردیم یک تیپ بیشتر برای دفاع از بغداد نداشتیم. مسئله بعدی و مهم در این عملیات این است که در مرحله سوم، دشمن با عقب‌نشینی از جفیر مواضع پدافندی جدیدی تشکیل می‌دهد و در روز 19 اردیبهشت سال 61 بچه‌ها تک هماهنگ شده‌ای برای آزادی خرمشهر انجام می دهند، اما موفق نمی‌شوند. فشارهای دشمن عموما به این صورت بوده که با حمله نیروهای زرهی به پیاده، درصدد تجزیه نیروهای پیاده به گروه‌های کوچک و در نهایت از بین بردن آنها بود، یعنی نبرد تن و تانک روی می‌دهد و در کل ما در عملیات بیت‌المقدس نزدیک به هفت هزار نفر شهید می‌دهیم.

در مرحله سوم عملیات تلاش عراق این بود که جلوی عملیات بعدی را بگیرد و در این فعل و انفعالات پاسگاه شهابی را تصرف می‌کند. چهار روز تبلیغات گسترده‌ای از سوی رسانه‌ها‌ی غربی و کشورهای عربی صورت می‌گیرد. در اجلاس سران کشور‌های عربی خلیج فارس بررسی می‌کنند که چه کاری می‌توانند برای صدام انجام دهند تا حرکات جدیدی انجام شود. بعد از چهار روز که مباحث بی‌نتیجه می‌ماند واجلاس به ریاض کشیده می‌شود، با عملیات متقابل از سوی نیروهای اسلام، پاسگاه شهابی آزاد می‌شود و در نهایت در مرحله‌ چهارم عملیات، خرمشهر آزاد می‌شود.

معمولا در فضاهای رسانه‌ای وقتی مباحث را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که این فضاها تاثیرات خود را می‌گذارد مثلا در عملیات بیت‌المقدس قرارگاه کربلا از سوی روزنامه‌های وقت تحت فشار بود که آیا مثلا فردا خرمشهر‌ آزاد می‌شود یا چند ساعت دیگر خرمشهر آزاد می‌شود یا نه تا ما بتوانیم خبر آن را ا منعکس کنیم. نقش رسانه‌ خیلی مهم است در این که اخبار را طوری منتقل کنند که بر مسوولان فشار نیاید و دشمن نیز سوء استفاده نکند.

 

 ادامه دفاع بعد از آزادسازی خرمشهر

این مسئله را می‌توان از چند جهت بررسی کرد اما من به دو بعد نظامی و سیاسی آن اشاره می‌کنم.

در بعد نظامی، اصلی به نام تامین داریم که می‌گوید شما برای امنیت دادن به یک هدف (شهر ،‌ارتفاع و...) باید آن قدر دشمن را به عقب برانید تا تیرهای مستقیم و منحنی زن نتواند به آن هدف یا شهر صدمه بزند و آنجا را زیر آتش بگیرد. در عملیات بیت‌المقدس خرمشهر آزاد شده بود، اما دشمن در مسافتی آن طرف‌تر موضع گرفته بود.

مطلب دوم مربوط به بعد سیاسی است. در این بحث، هیچ مقام رسمی که بتواند این تضمین را در آن زمان بدهد، نبوده است و فقط حرفهای رسانه‌ای بوده است، هیچ کس نیامد به ما بگوید بعد از آزادسازی خرمشهر جبران مافات می‌کنیم و اگر سیر فرمایشات حضرت امام (ره) را در طول جنگ تا پذیرش قطعنامه را بررسی کنید، می‌بینید که دشمن قابل اعتماد نبوده است. حتی بعد از پذیرش قطعنامه با هزار دستگاه تانک تا سه راه حمیدیه رخنه کرده بود. بنابراین جنگ با قطعنامه متوقف نشد بلکه با یک عملیات اساسی رزمندگان در جنوب و انهدام نیروی دشمن متوقف شد، آنها خیال می‌کردند ما در موضع ضعف قرار داریم که قعطنامه را پذیرفتیم.ردر ماجرای نامه اخیر رییس جمهور هم چه بسا آمریکا‌یی ها چنین احساسی داشته باشند.

وقتی قطعنامه 598 را پذیرفتیم، دشمن دوباره حمله کرد، اما بچه‌ها دشمن را ظرف چند ساعت بیرون کردند و بعد از این ماجرا عراق تیرش به سنگ خورد و آخرین تیرش را هم با حمله منافقین رها کرد و باز هم موفق نشد. بنابراین دشمن نشان داده بود همیشه زبان زور را می‌فهمد و اگر ما از موضع قدرت با آنها برخورد نمی‌کردیم، نمی‌توانستیم او را متوقف کنیم. در ماجرای خرمشهر هم فرصت برای ما استثنایی بود، چون دشمن در موضع ضعف بود.

از نظر نظامی دو اصل دیگری وجود دارد به نام اصل استفاده از موفقیت و اصل تعاقب. اصل تعاقب می‌گوید: دشمن را تا حدی که ممکن است تعقیب کنید تا میل جنگیدن در او از بین برود و این در حالی است که مناطقی مانند نفت شهر، ارتفاعات آغ داغ و برخی مناطق مرزی در اختیار آنها بود و اینها مانع بود تا به آنها حسن نیت داشته باشیم، چرا که نشان می داد دشمن هنوز میل به جنگ دارد.

اصل استفاده از موفقیت نیز می‌گوید: شما وقتی در یک عملیات موفق شدید باید حداکثر استفاده را از موفقیت به دست آمده به عمل آورید تا اراده جنگ در دشمن از بین برود، این در مورد عراق صادق نبوده است. ضمن این که صدام یک انسان اهل فریب بود و این بارها بعدها به اثبات رسید (مثلادر حمله به کویت). وقتی او به دوست نیز خود رحم نکرد، چطور می‌توانست در برابر ایران صداقت داشته باشد.؟

به طور کلی ارزیابی‌هایی که امسال داشتم احساس کردم، افراد اقناع شده‌اند، چون ما سوالاتی از قبیل این که چرا جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه یافت؟ ندیدم و این نشان می‌هد به اندازه کافی به این سوالات پاسخ داده شده است.

 

 چرا بعد ازآزادسازی ،خرمشهر به بصره حرکت نکردیم؟

این طور نبود که ما در عملیات آسیب ندیده باشیم. آسیب دیده بودیم ;و باید خودمان را بازسازی می‌کردیم که با این کار به عملیات رمضان رسیدیم و از سوی دیگر بعد از رسیدن به مرزهای بین‌المللی باید بررسی می‌شد آیا ما باید به خاک عراق وارد شویم یانه؟

اینجا ذکر یک نکته ضروری است و آن جنگ پاک است، چون ما همه جا پاکی را در رزم رزمندگان اسلام می‌بینیم. نگاهی به استفتائات رزمندگان اسلام بعد از ورود به خاک عراق بکنید خیلی جالب است! مثلا سوال می‌کنند آیا نمازی که بر روی خاک عراق می‌خوانیم صحیح است و خاک آن غصبی تلقی نمی‌شود؟ این نشان می‌دهد که چقدر این نگاه مقدس و پاک بوده است و باید از نظر جامعه‌شناسی و فهم معارف بازنگری شود. یا رزمنده‌ای که لباس به غنیمت گرفته سوال می‌کرد با این غنیمت چه باید کرد؟ خیلی از این موارد وجود دارد.

در عملیات بیت‌المقدس توان ما برای دو عملیات متمرکز نشده بود، بلکه برای یک عملیات متمرکز شده بود و آن هم خودش عملیات سنگینی بود. در تمام مراحل بیت‌المقدس ارتش و سپاه دوشادوش هم عمل کردند و در خیلی از موارد و در طرحها و برنامه‌های تصویب شده، کارشناسان یک نظر را داشتند. شناسایی‌های صورت گرفته مشترک و نگاه واحد بود. حالا ممکن است که در برخی تاکتیک‌ها اختلاف نظر بوده باشد که از تجارب و تعالیم افراد ناشی می‌شد. در عملیات بیت‌المقدس در قرارگاه کربلا هیچ منیتی نبود حتی در جزئیات هم شهید صیاد نظر می‌داد.بنده شاهد بودم وقتی خاکریزی دور همین قرارگاه می‌زدند، شهید صیاد که درآن زمان فرمانده نیروی زمینی ارتش بود. روز اول یا دوم عملیات بود شهید صیاد ایستاده بود و شخصا به راننده می‌گفت، مثلا ارتفاع و عرض خاکریز چقدر باشد، این جزئیات را را یاد‌آوری می‌کرد. با خودم گفتم عجب حوصله‌ای دارد، فرماندهی نیروی زمینی ارتش است، اما چقدر به نکات ریز حساس است که مبادا خسارتی وارد شود. ‌یعنی با تدبیر،‌دقت و نظم، مسائل بررسی می‌شد و کار، کار جمعی بود، و هیچ کس نمی‌تواند بگوید خرمشهر را من آزاد کردم، همانطوری که امام فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد.

تا عملیات خیبر بیشتر به این می‌اندیشیدیم که دشمن کجا را اشغال کرده تا به او حمله کرده و مناطق اشغالی را پس بگیریم.یعنی زمین برای ما تعیین کننده بود، وقتی بخش اعظمی از خاک کشورمان از دست عراق آزاد شد،ه به این نکته توجه کردیم که دشمن در کجا مستقر است؟.

امام راحل جنگ اسرائیل را که بعد از بیت‌المقدس به جنوب لبنان حمله کرد و تا بیروت هم آمد، از زاویه دیگری می‌دیدند و آن این که استکبار می‌خواهد ما را از تنبیه صدام باز بدارد و ما را تجزیه قوا بکند و این اصل از اصول نظامی پذیرفته شده است که تمرکز قوا در صحنه عملیات برای شکست خط دشمن لازم است و با توجه به علایق ما به کشورهای اسلامی، بنا بود ما را از جبهه اصلی خارج کنند که امام راحل آن جمله معروف را فرمودند و مدتها شعار رزمندگان بود و من معتقدم این شعار از زوایه دیگری امروز معنا دارد و ما باید این شعار را زنده بداریم که راه قدس از کربلا می‌گذرد.

 

سردار باقرزاده - خبرگزاری ایسنا



موضوع : مقالات دفاع مقدس ,  عملیات های دفاع مقدس ,